کاربر مهمان، خوش آمدید
، خوش آمدید
سوزن دوزی بلوچستان، هنری ارزشمند است که از آن به عنوان نور چشم، سند هویت، موجودیت و پشتوانه زنان بل
  1396/07/19 

 سوزن دوزی یکی از رودوزی های منحصر به فرد کشور است، هنری برخوردار از ظرافت دوخت و تنوع رنگ که بیانگر ذوق، سلیقه، سنت و هنر منطقه بلوچستان است.
    سوزن دوزی بلوچستان، هنری ارزشمند است که از آن به عنوان نور چشم، سند هویت، موجودیت و پشتوانه زنان بلوچ نام برده می شود.
    سوزن دوزی با زندگی روزمره زنان بلوچستان آمیخته است و هر دختری به موازات آموزش اصول زندگی، سوزن دوزی را نیز فرامی گیرد و با نقوشی هندسی (گلها، بوته ها و ترکیب رنگ ها) جهانی خیال انگیز را به نمایش می گذارد، تمامی زنان بلوچ، چه آنها که در ایران و در استان سیستان و بلوچستان زندگی می کنند و چه آنها که در پاکستان، افغانستان یا در دیگر نقاط دنیا ساکن هستند، فقیر و غنی از سوزن دوزی برای تزئین لباس هایشان استفاده می کنند.
    سوزن دوزی هنری است با قدمت و سابقه ای به بلندای تاریخ بلوچستان، از این رو به آن بلوچی دوزی هم می گویند. این هنر- صنعت ریشه درتارو پود زندگی عشیره ای منطقه، بازتاب ذوق و خلاقیت زنان در آئینه نقوش و طرح های جاودانه دارد.
    ریشه های این هنر را می توان درلایه های زیرین تاریخ قومی منطقه یافت، همراه زنان بلوچ، بی هیچ واسطه هرکجا که ردپایی از زنان بلوچ یافت شود، سوزن دوزی نیز عظمت خویش را به دیده می کشاند.
    درحال حاضر درتمام بلوچستان زنان سوزن دوز به این هنر مشغول اند. ازجمله عمده ترین مراکز سوزن دوزی استان می توان به مناطق اسپکه، هریدک، قاسم آباد، بمپور، نکوچ درشهرستان ایرانشهر، کوپچ، پیپ، مته سنگ، چانف، مهنت درشهرستان نیک شهر، ایرندگان، مارندگان، اسماعیل آباد درشهرستان خاش، گشت، سوران، جالق، کله گان در شهرستان سراوان و همچنین شهرستان زاهدان اشاره کرد.
    از مشهورترین و مرغوبترین نمونه های سوزن دوزی تولیدات مناطق قاسم آباد و نکوچ ایرانشهر و چانف درنیک شهر است. این نکته نیز ضروری است که سوزن دوزی های مناطق شمالی استان (سرحد) مشهورتر ازسوزن دوزی های مناطق جنوبی (مکران) است.
    ازجمله تفاوت های سوزن دوزی این ۲ منطقه باید به رنگ های تیره تر و نقوش ریز و پرتر مناطق جنوبی استان درمقابل رنگ های روشن با نقوش ساده تر سوزن دوزی های مناطق شمال استان اشاره کرد.
    سوزن دوزی، نخ دوزی یا گلدوزی یکی از روش های دیرینه آرایش جامه است ولی به عنوان شیوه ای در پارچه بافی، استحکامی ندارد. درغرب ایران، قطعاتی از منسوجات سوزن دوزی شده با نقش های پیچیده که تاریخ ساخت آنها به ۶ هزار سال پیش از میلاد می رسد، پیدا شده است. نقش های دیواری قبور مصر، جامه های اعیان روی نقش برجسته های تخت جمشید نیز حکایت از رواج گلدوزی در آن زمان می کند.
    اسکندر چندان از شکوه و زیبایی گلدوزی های ایرانی به شگفت آمد که نمونه هایی از آنها را برای هم میهنانش فرستاد. خوشبختانه نمونه های بسیار عالی گلدوزی این دوره از کشفیات پازیریک به دست آمده است.
    روی یک زین پوش، تصاویر گل و گیاه نقش شده و نمونه های دیگر به تصاویر حیوانات و اشکال هندسی منقش هستند و گاه سبک آنها کاملاً امروزی به نظر می آید. زربفت های متعلق به سده سوم پیش از میلاد درحفاری های جنوب روسیه در نیمه سده نوزدهم کشف شد، نخ زرینی که به ظرافت تابیده و به پارچه پشمی دوخته شده تصویر برگ های مو و پیچک را پدید آورده است.
    به روایت تاریخ، دودمان های شاهی چین، نخستین نمایندگان چین در سال ۱۰۵ پیش از میلاد به دربار اشکانی وارد شدند در هدایایی که به این مناسبت مبادله شد، پارچه های ابریشمی و زربفت نیز بود؛ زیرا آئین فرمانروایان چینی آن بود که اقوام همسایه را با چنین هدایایی با خود بر سر مهر آوردند. در سال ۱۷۴ پیش از میلاد، امپراتور چین می نویسد که جامه ای زربفت را که خود پوشیده بوده است و حاشیه ای ابریشمی و گلدار داشت با یک قبای بلند زربفت و ۱۰قطعه ابریشم زربفت به خارج فرستاده است.
    سوزن دوزی هنری است که تنها به سرپنجه دستانی هنرمند و توانا و به یاری سوزن و نخ شکل می گیرد و قلمرو آن را با ماشین و چرخ و … نسبتی نیست. مواد اولیه سوزن دوزی نخ و پارچه است. سوزن دوزها برحسب امکانات و سلیقه از نخ دمسه، نخ های رنگین ابریشم، نخ های پاکستانی یا از نخ های ویسکوز دولااستفاده می کنند که ماده ای است شبیه ابریشم، که هنگام تابانیدن نخ پنبه به جهت استحکام به همراه آن تابیده می شود، در برخی از نمونه های سوزن دوزی از آئینه نیز استفاده می شود.
    پارچه هایی که درسوزن دوزی بلوچ مورد استفاده قرار می گیرد، باید دارای ۲ ویژگی عمده جهت سهولت دوخت باشد اول این که دارای تار و پودی مشخص باشد و دوم این که این تاروپود مشخص حتماً باید راست باشند.
    ابزار کار سوزن دوزی شامل سوزن یا سوچه، قیچی یا مقراض، انگشتانه یا شستی است.
    سوزن دوزی ها به ۳ نوع پرکار، میان کار و کم کار تقسیم می شوند، نوع پرکار روی پارچه های ریز بافت و تمام سطح قطعه پارچه مورد نظر سوزن دوزی می شود، در نوع میان کار قسمت بیشتر پارچه سوزن دوزی شده و درنوع کم کار فواصل طرح ها براساس تشخیص سوزن دوز پر می شود.
    درمناطق جنوبی استان (مکران) درمورد انواع کار تقسیم بندی دیگری نیز وجود دارد یکی خرد کار که سخت تر است و نقش ها ریزتر و پرتر دوخته می شوند با نقشه ای خوب و دیگری تویی که درآن نقش ها گشاد و نامرغوب تر و کم کارتر است.
    برای سوزن دوزی های پرکار ازپارچه های پنبه ای ریز بافت و برای سوزن دوزی های کم کار و میان کار از پارچه های درشت بافت استفاده می شود که از تکنیک های دوخت نیز می توان به دوردوزی برای انتقال طرح بر روی پارچه ظریف دوزی،
    پریوار دوزی، گراف دوزی و آیینه دوزی یا پیت دوزی اشاره کرد.
    نحوه دوخت آن به این شکل است که در ابتدا سوزن دوز از پارچه قطعه ای دلخواه را جدا کرده و سپس طرح مورد نظر را بر روی آن منتقل می کند و در ادامه با استفاده از روش دوردوزی، خطوط محیطی طرح را دوخته و آنرا از باقی پارچه مجزا می کند.
    برای آموزش سوزن دوزی معمولاً از ۳ تاری شروع و به مرور با دوخت ده تاری این آموزش تکمیل می شود که منظور از سه تاری این است که سه تار از پارچه را گرفته و سوزن را از آن می گذرانند و ده تاری هم با گرفتن ده تار از پارچه شروع می شود.
    لباس زنان بلوچی از ۶ قطعه سوزن دوزی شده تشکیل شده است. از این قطعات آن را که برای پیش سینه است، جی، یا زی و قطعه دیگری که به شکل محراب ۵ ضلعی بوده و در قسمت پایین پیراهن به صورت عمودی به موازات پیش سینه از کمر پیراهن تا نزدیکی های پائین دامن دوخته می شود را اصطلاحاً پندول یا گوپتان می نامند، ۲ قطعه نیز زینت بخش سر آستین پیراهن و ۲ قطعه نیز زینت بخش سرپاچه های شلوار زنان بلوچ است.
    دربرخی از مناطق بلوچستان به آن کریک، بدنک و جیک نیز گفته می شود.
    هنرمند بلوچ می کوشد تا واقعیات زندگی، محیط اطراف، مردم منطقه و باورهای قومی خویش را درآثارش منعکس و جاودانه کند، هنرمندان از موجودات و حیواناتی که هر روز با آنان سرو کار دارند و جزیی از زندگی آنان است نقش می زنند، حیواناتی چون بز که عمده ترین وسیله برای امرار معاش خانواده سوزن دوز است، شتر حیوان نجیب و صبوری که یار جدا ناشدنی مردم منطقه بوده و کاراترین وسیله نقل و انتقالات درمحیط و نعمتی خدادادی که درسفال کلپورگان ماندگار شده است. عقرب، مار و … که از نقوش رایج دربلوچستان است.
    نقوش بلوچستان، الهام گرفته ازحیوانات و گیاهانی بوده که به مرور دست خوش تغییر و تحول شده و به صورت اشکالی هندسی ماندگار شدند، که هندسی بودن نقوش نیز از ویژگی های طرح ها و نقش های قدیمی ایران و بلوچستان است.
    نقش و نگارهای سوزن دوزی، نسل به نسل بوسیله مادران به دختران آموخته می شود و درلایه های زیرین ذهن زنان بلوچستان رخنه می کند.

هنر سوزن دوزی بلوچستان 1
سمیه رمضان ماهی  1396/07/19 

هنر صنعت ارزنده یی که فقط میتوان نور چشم زنان بلوچ نامیدش و نه هیچ چیز دیگر... بدون تردید سوزندوزی بلوچ را باید در زمره یکی از اصیلترین و جالب ترین صنایع دستی کشور بحساب آورد. این صنعت که در آن ذوق و خلاقیت زنان سوزن دوز بصورت طرحهای سنتی محلی که بیانگر خصوصیات و ویژگیهای هر منطقه است خلاصه میگردد، امروزه در میان صنایع هنری و سنتی کشور مرتبه و مقام بسیار والایی دارد. در مناطق شهری و روستائی بلوچستان کمتر زن یا دختری را میتوان یافت که با این هنر اصیل و ارزنده آشنائی نداشته باشد و اصولا سوزندوزی آنچنان با زندگی زن بلوچ آمیختگی یافته که وقتی درصدد یافتن منشا و مبدا آن برآئیم در این کار توفیقی چندان نخواهیم یافت زیرا هر دختر بلوچ از سنین کودکی ، ضمن آموختن و انجام امور مربوط به خانه داری موظف به فرا گرفتن سوزن دوزی نیز هست و به سبب دخالتی که سلیقه های گوناگون در تهیه ی نوارهای سوزن دوزی دارد میتوان طرحها و نقشهای متنوع و اصیل سوزندوزی را در منطقه ی بلوچستان مشاهده نمود. بر این اساس میتوان به جرات گفت تقریبا تمام دختران و زنان بلوچ که در فاصله سنی 10 تا 45 سالگی قرار دارند با سوزن دوزی آشنایند. شناخت این هنر ارزنده توسط ساکنان سایر شهرها با افزایش تقاضا برای محصولات سوزن دوزی و ازدیاد تولید در مناطق مختلف مقارن بوده است و از این رو انواع رومیزی، کوسن ، سفره، آباژور، پرده و غیره نیز توسط سوزندوزان تولید میشود.

سوزن دوزی از هنرهای زیبا و کاربردی بلوچستان است که با دوختهای سنتی دیگر مناطق ایران کاملاً فرق دارد و به آن بلوچی دوزی نیز می گویند . در زندگی ساده و دور از تجملً مردم بلوچ ، مهمترین وسیله‌ی تزئین لباس همین کار است. این هنر از زندگی و سنن قوم بلوچ ریشه گرفته است که آنرا ، مادران هنرمند به دختران خود آموزش می دهند .

در بلوچستان انواع مختلفی از سوزن دوزیها را می توان دید که توسط دستان ظریف زنان و دختران بلوچ روی پارچه و در نهایت ظرافت و زیبایی دوخته می شود . بیشتر این دوختها برای لباس خودشان استفاده می شود و مازاد آن را به بازار عرضه می کنند . بهترین نوع سوزن دوزی کار زنانی است که بین 18 تا 30 سال دارند . گفتنی است که نصب قطعات دوخته شده بر لباس علاوه بر زیبایی سبب استحکام آن نیز می شود . پیراهن زنان با چهار قطعه تزئین یافته است که عبارتست از یک قطعه پیش سینه ، دو قطعه سر آستین ، قطعه دیگری که در زیر پیش سینه بطور عمودی تا پائین پیراهن دوخته می شود ، جیب که در اصطلاح محلی «گُرْمتان » یا « پَنْدول » نامیده می‌شود. گاه قطعه عمودی زیر پیش سینه بکار نمی رود و فقط کنار جیب به طور عمودی با فاصله حاشیه دوزی می شود. همچنین پائین لباس و پا دامنی ( پاچه‌ی شلوار ) سوزن دوزی می شود. در این قطعات از طرح های هندسی و گاه غیر هندسی مانندانواع و گل بوته ها استفاده می شود که طرح های غیر هندسی برای تزئین پرده ، پشتی ، سفره ، دستمال و … بکار می رود و این طرح ها بصورت قرینه دوخته می شود . ( رجوع شود به بخش سوم ـ انواع فراورده های هنر سوزن دوزی ) در برخی از سوزن دوزیها که برای آویختن به دیوار تهیه می شود اسامی پیامبر ( ص )، ائمه و یا اسماء خدا و جملات دینی به چشم می خورد . علاوه بر این نوارهای سوزن دوزی تهیه می شود که به مصرف لبه‌ی چادر یا مصارفی دیگر می رسد .

در مناطق شهری و روستائی بلوچستان کمتر زن یا دختری را میتوان یافت که با این هنر اصیل و ارزنده آشنائی نداشته باشد و اصولا سوزندوزی آنچنان با زندگی زن بلوچ آمیختگی یافته که وقتی درصدد یافتن منشا و مبدا آن برآئیم در این کار توفیقی چندان نخواهیم یافت زیرا هر دختر بلوچ از سنین کودکی ، ضمن آموختن و انجام امور مربوط به خانه داری موظف به فرا گرفتن سوزن دوزی نیز هست و به سبب دخالتی که سلیقه های گوناگون در تهیه ی نوارهای سوزن دوزی دارد میتوان طرحها و نقشهای متنوع و اصیل سوزندوزی را در منطقه ی بلوچستان مشاهده نمود. بر این اساس میتوان به جرات گفت تقریبا تمام دختران و زنان بلوچ که در فاصله سنی 10 تا 45 سالگی قرار دارند با سوزن دوزی آشنایند

انواع نقوش سوزن دوزی

نقشهای عامیانه‌ی بلوچ پیچیدگی و ابهامی ندارد . هر نقش از ترکیب خطها شکل می گیرد . خطوط هندسی ، سه گوش و چهار گوش و خطوطی که با تلفیق به یکدیگر چند ضلعی می شوند و تداخل اَشکال در یکدیگر طرحهای مختلفی را می سازد .

آقای ذبیح الله ناصح در کتاب بلوچستان خود ، نقشهای سوزن دوزی را به طرحهای تاری ، چشم ، گل و حاشیه تقسیم کرده است ، که تقسیم درستی است ولی نقوش سوزن دوزی دارای تنوعی بیش از این است . نقوش را از لحاظ دیگری نیز و به چندین شکل می توان تقسیم کرد :

الف ـ با توجه به پارچه ای که طرح بر آن دوخته می شود ، که دو دسته اند : برخی طرحها بر پارچه شش تاری که تار و پودهای مشخصی دارد ، دوخته می شوند ، مثل : سراوانی دوچ ، پُرکار ، جَوَکْ و … و برخی طرحها بر هر نوع پارچه ای قابل دوختن هستند

ب ـ با توجه به اولین محل یا شهری که دوخت از آنجا طراحی شده است؛ مثل کویئه دوچ ، سراوانی دوچ و …

ج- نقشهایی که به کمک مُهر که در اصطلاح محلی به آن تَپّه ( tappa ) می گویند ، دوخته می‌شود ؛ مثل پلیوار ، مِرْچُکْ ، کَپّ نال و ... و بدون استفاده از مُهرمثل: ئِک زرافشان ، مُرْگْ پانْچ و ...

د ـ با توجه به میزان کار و ظرافتی که در آن به کار می رود به پُرکار ، میان کار و کم کار تقسیم می شوند .

بطور کلی طرحها به دو دسته ساده و مرکب تقسیم می شوند که از بهم پیوستن چند طرح ساده ، طرح مرکبی تشکیل می شود . منظور از ساده ، سادگی نوع دوخت نیست بلکه به معنی معرفی یک نقش است.

اینک به شرح هر کدام از نقوش می پردازیم . در ضمن نام طرحها در هر منطقه متفاوت است و ما سعی نموده ایم اسمی را که شهرت بیشتری دارد ، ذکر کنیم .

مواد اولیه اصلی سوزن دوزی نخ و پارچه می باشد . نخ را در رنگ های مختلف و معمولاً چنانچه اصالتش از بین نرفته باشد بیشتر به رنگ تیره انتخاب می کنند و 80% آن انواع رنگ قرمز می باشد . به طور کلی کاربرد رنگ نخ در سوزن دوزی به سه شکل رواج دارد :

1ـ یک رنگ ( قهوه ای یا سیاه یا سفید )

2ـ دو رنگ ( قهوه ای و قرمز )

3ـ هفت رنگ ( قهوه ای ، سبز ، زرد ، آبی ، سفید و سیاه ) که از شش رنگ استفاده می شود ولی معروف به هفت رنگ است .

در ضمن ترتیب رنگ ها در سوزن دوزی اهمیت زیادی دارد و اگر رنگها جابجا شوند ، از قانون دوخت سرپیچی شده و دوخت ، زیبا به نظر نمی رسد . ترتیب رنگها در هر منطقه ای متفاوت است. ترتیب ذکر شده در سراوان رایج است .

سوزن دوزان معمولاً نخ را از واسطه ها می خزند و بر حسب امکانات و سلیقه خود از نخ D .M.C فرانسوی که مرغوبتر است یا از نخ های پاکستانی استفاده می کنند . نخ پاکستانی در این منطقه به علت همجواری با پاکستان رواج بیشتری دارد .

نخ از نوع ابریشم یا پنبه ای می باشد که در قدیم از نخ های ابریشم استفاده می شد ولی امروزه از نخ های پنبه ای یا آکریلیک استفاده می شود .

پارچه‌ای که روی آن سوزن دوزی انجام می گیرد باید دارای دو ویژگی عمده جهت سهولت دوخت باشد : الف ـ داری تار و پودی مشخص باشد که به آن 6 تاری می گویند(پُرکار نام اولین نقشی است که روی این پارچه ها دوخته شده است . )ب ـ دارای تار و پودی راست بوده و کج راه نباشد پارچه بیشتر پنبه ای پاکستانی است که نازک و ریز باف بوده و برای محصولات پر کار در قطعات کوچک متناسب می باشد . پارچه را به صورت قطعات مورد نظر در آورده ، سپس طرح کلی سوزن دوزی را روی آن می دوزند این مرحله تا حدی نوع کار را مشخص می کند . مرحله بعد پر کردن فواصل است که در اینجا نوع دوخت متفاوت است . کپّ نال و زه پلیوار از دوختهای قدیمی هستند که شهرت زیادی دارند .(توضیح انواع نقوش در همین بخش آمده است ) قابل ذکر است که سوزن دوزان ماهر به غیر از نقش هایی که باید بر پارچه 6 تاری دوخته شوند ، بیشتر روی پارچه لباس را سوزن دوزی می کنند و از 6 تاری به صوت جداگانه ای که بعد بر پارچه لباس نصب شود ، استفاده نمی کنند .

انواع نقوش سوزن دوزی

نقشهای عامیانه‌ی بلوچ پیچیدگی و ابهامی ندارد . هر نقش از ترکیب خطها شکل می گیرد . خطوط هندسی ، سه گوش و چهار گوش و خطوطی که با تلفیق به یکدیگر چند ضلعی می شوند و تداخل اَشکال در یکدیگر طرحهای مختلفی را می سازد .

آقای ذبیح الله ناصح در کتاب بلوچستان خود ، نقشهای سوزن دوزی را به طرحهای تاری ، چشم ، گل و حاشیه تقسیم کرده است ، که تقسیم درستی است ولی نقوش سوزن دوزی دارای تنو ‍ عی بیش از این است .

نقشهای عامیانه‌ی بلوچ پیچیدگی و ابهامی ندارد . هر نقش از ترکیب خطها شکل می گیرد . خطوط هندسی ، سه گوش و چهار گوش و خطوطی که با تلفیق به یکدیگر چند ضلعی می شوند و تداخل اَشکال در یکدیگر طرحهای مختلفی را می سازد .

بطور کلی طرحها به دو دسته ساده و مرکب تقسیم می شوند که از بهم پیوستن چند طرح ساده ، طرح مرکبی تشکیل می شود . منظور از ساده ، سادگی نوع دوخت نیست بلکه به معنی معرفی یک نقش است.

اینک به شرح هر کدام از نقوش می پردازیم . در ضمن نام طرحها در هر منطقه متفاوت است و ما سعی نموده ایم اسمی را که شهرت بیشتری دارد ، ذکر کنیم .

الف ـ طرحهای ساده ، مانند:

جَوَک ، روچ بّر ، چَکَنْ ، جالار ، بَئـَنو ، صَباصَبا، کَشُّک، کئـارءِ پادَک، مُرْگْ پانْچ ، کَپُّک، تتک،  پُرُّک،ماه ءُ روچ ، دارُک، گورچَمّ ، مَندءُ بُلّو ، بورُّک ، بهار ، چَمّ ماهی، بُنُک ،گل ئـَئـُک ،کیـئـون ، کَلَمپُرُک ، شیرازه ( شیرازَگ ) ،حان گل ، پنچ آدینکی ، پیتی ، پلیوار ،مِرچُک ، پَردیسی ،هشاس (ته کاسه ) ، شولُّک ،دَکُّک ، پُرکار ، سَبزو ، دِژ ، چوئل ،پَراییز ، کلاهی چَکَن ، وَئـک ، بِسکوت دوچ ،ئـکّ ، نُه آدینکی ،سَرِ طائوس ،گل سرخ ،قلب جوانان ،کیچی دوچ ، کوه بندر

ب) طرحهای مرکب ، مانند:

سراوانی دوچ ،کویئـه دوچ ، هفتصد آدینکی ،گل بادام ، ئـِک زرافشان (گربند ) ،تلو موسم ،کپّ نال ، بال کبوتر ،پاد نُنُّک ،تاج پادشاه ، کُرْدَلُک ، گِرءُ هِلّ ، موسُم پُرکار ،گل کٌندی ، گل ایرکَشّ ،گل کوئـین ،موسم سَندوکی ، دل بنده ،شمس بانور ،شَرّین جَنِکّ

قابل ذکر است که نقوش سوزن دوزی بلوچ از تنوعی برخوردار است که بیان همه ی گستردگی آن در این مقاله به خاطر محدودیت آن ، نمی گنجد . تنوع این هنر هم اینک نیز در حال گسترش است ، ولی بسیاری از نقوش جدید از ترکیب طرحهای ساده ای که ذکر شد فراهم می آید.

مروری بر صنایع دستی سوزن دوزی
  1396/07/19 

  بنابراین این صنایع جزء صنایع ملی است که متخصصین آن ها افراد بومی و محلی هستند و هیچ گونه وابستگی به بیگانگان و خارجیان ندارند و تمامی مواد اولیه ی آن ها به صورت ارزان از همان منطقه به دست می آید و توسعه ی این صنایع از نظر اقتصادی و اجتماعی بسیار با اهمیت است در کشور ایران به لحاظ ویژگی های خاص اقلیمی و وجود استعداد ها و نیرو های مبتکر گونه های مختلفی از صنایع دستی رواج دارد .که بیانگر فرهنگ ذوق و سلیقه ی انسان های همان منطقه می باشد و با توسعه و گسترش این صنایع چه از لحاظ بازرگانی , آموزشی و... عملأ می توان سرمایه گذاری در این بخش را افزایش داده و تولیدات داخلی را رونق بخشیده و صادرات بیشتری داشته باشید که بستر توسعه ی اجتماعی مخصوصأ توسعه ی روستایی و مخصوصأ بی کار فصلی در روستا از بین می رود .

هنرمندان ایرانی همیشه ابزار های  زندگی و محیط اطراف خود را با زیور ها و آرایش هایی که به آن ها داده اند از سادگی و برهنگی بیرون اورده و به آثار هنری تبدیل کرده اند .

یکی از این هنر های ظریف سوزن دوزی می باشد که تمام مراحل آن با دست انجام می گیرد.

صنعت دستی هر قوم , هویت آن را در تاریخ گذشته اش بیان می کند و حضورش را در دوران معاصر حلقه واسط و رابط بین هویت گذشته ی او و هویت کنونی می دانند .

صنایع دستی تبلور عینی فرهنگ و هنر بومی مردمان این سرزمین بوده و به عنوان یک هویت همانند تاریخ , اخلاق , زبان , سنت های بومی و... باید حفظ شود.

صنایع دستی روستایی با توجه به ظرفیتهای که باید در آنها رعایت شود صبر و حوصله را می طلبد از زمره کارهایی است که زنان و به ویژه زنان هنرمند روستا های بلوچستان از عهدی آن به خوبی بر می آیند لذا بر اساس آمار بدست آمده در کل رشته های صنایع دستی بطور متوسط بیش از 75درصد اشتغال در این زمینه به خانمها اختصاص دارد .

صنایع دستی در بلوچستان از مدتها سال پیش همراه با مردم بلوچ بوده است بطوریکه جزء فرهنگ مردم بلوچ محسوب می شود .

اهمیت صنایع دستی در خود کفایی و استفاده از مواد اولیه محلی است . تنوع کار دست به همان نسبت ارزشمند است یکنواختی در ساخته های ماشین می تواند خسته کننده باشد .

هنر اصیل از تخیل مایه می گیرد و تخیل همواره قبل از تفکر بر روح انسان حاکم بوده است امروزه خوشبختانه بسیاری از رشته های صنایع دستی ایران نظیر قالی بافی , سفال و ... به خاطر ارزش والای فرهنگی و اهمیت اقتصادی مورد نقد وبررسی و موضوع تحقیق بسیاری از صاحبنظران و محققان بوده است .

سوزن دوزی بلوچ هنری گرانقدر است که از آن به عنوان نور چشم زنان بلوچ وسند هویت ,موجودیت و پشتوانه زنان بلوچ نام برده می شود.

در حقیقت سوزندوزی بعنوان یک هنر آنطور که باید وشاید ارزش وجایگاه نیافته است واز اهمیت ناچیزی برخوردار بوده است .

شناسایی و گسترش صنایع دستی نه تنها از نظر شناخت خصوصیات فرهنگی گوشه به گوشه این سرزمین ضرورت دارد و همچنین جریانات روحی گذشته پیوندی ناگسستنی با جریانات حال لااقل قشری از مردم ما دارد بلکه تقویت و حمایت از صنایع دستی می تواند عامل مهمی در بالا بردن سطح اشتغال و ارتقاء سطح زندگی روستائیان باشد .

 

هنر سوزن دوزی بلوچستان (2)
  1396/07/19 

از دیگر ویژگی نگاره‌های عامیانه یکی هم این است که برخی از آنها به مرور نام و مفهوم اولیه خود را از دست داده و به صرف تشابهی که با شیئی یا حیوان بخصوصی داشته اند نام آن شیء یا حیوان را گرفته اند ، به این دلیل که بدواً حضور بعضی نقشها منطقی به نظر نمی آید هر چند در هنر عامیانه نباید در جستجوی منطق و چار چوب از پیش تعیین شده ای بود ولی این بدان معنی نیست که هنر عامیانه فاقد ضابطه و قانونمندی است . ابهامی اگر وجود دارد بی تردید ناشی از تعویض شناسنامه است.

بطور کلی خاستگاه نقش و نگارهای بلوچ را می توان در مفاهیم زیر طبقه بندی کرد :

1ـ گلها و گیاهان مثل : مِرْچُک ، گل گلدان ، گل مورت که مورت نام گردنبندی از زیور آلات زنان بلوچ است ولی در اصل مورت درختی است که برگهای آن استفاده‌ی داروئی دارد ، مثل برگهای درخت کُنار که از آن سدر تهیه می شود ، بورُّک به معنای شکوفه‌هایی است که تبدیل به میوه نمی‌شوند ، بهار همان فصل بهار است ، شیرَگو که از شیره‌ی خرما حاصل شده و چَنْدَن هار که چَندَن درختی در هند است .

هر چند گل در این منطقه کمتر از مناطق دیگر ایران است ، ولی بلوچ از اَشکال هندسی بخصوص سه گوش که قابلیت شکل پذیری بیشتری دارد برای ساختن طرح گلهای مختلف استفاده می‌کند و آنقدر از این نقش بهره جسته که از سوزن دوزی تعبیر به گلستان دوزی می کند. ( نا گفته نماند که کلمه‌ی ئـک به معنای گل است و طرحهایی که بدین نامند ، منظور نوعی گل است ) .

نقش و نگارهای عامیانه آمیخته با زندگی مردم است . منبع الهام بخش ، دیده‌ها و شنیده‌ها یا حتی آرزوهای مردم است . به بیان دیگر موتیف‌های اصلی این نقش و نگارها بن مایه ذهنی دارد ، به همین دلیل ممکن است سوزن دوز در حین کار آن فی البداهه چیزی بیفزاید یا از آن کم کند . این نقش و نگارها نیز چون ترانه‌های عامیانه که سراینده‌ی مشخصی ندارد معلوم نیست از کدام ذهن پویایی نشأت گرفته و جاودانه شده اند

2ـ ابزار و وسایل زندگی : مثل پلیوار پنکه‌ای که شکل ظاهری آن شبیه پنکه است و پنکه وسیله‌ی سرما زای خوبی برای ایام گرم سال در بلوچستان است که فصل تابستان آن بیش از سه ماه طول می کشد .

زن بلوچ به زیور آلات اهمیت زیادی می دهد و این را در نقشهای سوزن دوزی نیز می توان یافت؛ مثل جَوَک که نام گردنبندی است و مورت که قبل از این آمد و شمس بانور که بانور به معنای عروس است و شمس نام قطعه طلایی است که از روی موها وسط پیشانی آویزان می شود .

3ـ عناصر طبیعت مثل : ماه ءُ روچ ( Mah- o - roc ) همان ماه و خورشید است ، سات سهیلی ( Sat Sohayli ) به معنای ستاره‌ی سهیل است ( البته سهیل به معنای میوه‌ای که بعد از وقت می‌رسد نیز هست‌) ، کوه بندر و ...

4ـ حیوانات مثل : کـئـار پادَک ( Kettar-e-padak ) : پای حشره ، مُرگ ءُ چورگ ( Morg-o-curag ) : مرغ و جوجه ، مُرگ پانچ ( Morg panc ) : پای مرغ ، بال کبوتر ، چَمّ ماهی ( Camm mahi ) : چشم ماهی و …

5ـ ویژگیها یا اعضاء بدن انسان : چَمّ مژه ( Camm moza ) : چشم مژه ، چمّ سورمَگ ( Camm surmag ) : سورمه‌ی چشم ، شَرّین جَنِک ( Sarren janek ) : زن خوب ، قلب جوانان ، چمّ بُروان ( Camm borwan ) : چشم ابرو ، پاد نُنُّک ( Pad-e-nonnok ) : پای نوزاد و ...

قابل ذکر است که چهره‌ی انسان در نقوش سوزن دوزی بلوچ به تصویر کشیده نمی شود ، چون نقاشی چهره یا هر جانداری را گناه می دانند و معتقدند روز قیامت از چنین شخصی خواسته می شود که در آن اثر روح بدمد .

6ـ ذهن و تخیل : هنرمند بلوچ چون دیگر نگارگران نقوش عامیانه بیشتر به آفرینشهای ذهنی خود توجه دارد. بلوچ در دنیایی از تخیل زندگی می کند ، چه بسا نقشهایی را می آفریند که صاحب آن نقش را در عمر خود به چشم ندیده است مثل طرح طائوس ( Ta-us ) که در بلوچستان وجود نداشته است و بلوچ این نگاره را در تعاملی که با هندی ها داشته ، کسب نموده است( 1 ).

آدینک ( Adink ) یعنی آینه ، نیز یکی از نگاره‌های مسلط بر دوخت بلوچ است ، زیرا بلوچ ، گویی در حیات خود همه جا محصور در آینه است . نور پرجلای خورشید در پهنه‌ی بیابان خشک سکندر مانند که دشت را چون آینه جلا می دهد و بلوچ را مسحور خود می کند . یکی از نمودهای بارز این شیء در « سکًه» جلوه کرده است که آینه به مثابه مواد خام آن است . بلوچ در سوزن دوزی یا از آینه استفاده می کند یا نقش آن را به تصویر می کشد .

علاوه بر اینها از معنی لغوی برخی نقوش می توان به خاستگاه آن پی برد که در موارد ذکر شده ی فوق به نمونه های فراوانی اشاره شد .

نامگذاری نقوش بیشتر به جهت شباهت آنها با امری خارجی ، قیمت بالا یا زیبایی فوق العاده است . مثل نقش « دلکش دست مَرَس » ( Delkass Dastnaras ) به معنای دل خواهان آن است ولی دست به آن نمی رسد که به خاطر زیبایی و قیمت بالای طرح به آن چنان نامی داده اند .

گاه توجه جامعه به امری خاص مثلاً به فوتبالیست یا بازیگری باعث تغییر نام شده است ؛ مثل توپ علی دایی و اخیراً بامشاد . حتی نحوه‌ی دوخت در نام آن تأثیر داشته است ؛ مثل گِرءُ هِلّ

( Ger-o-hell ) یعنی بگیر و بگذار. همانطور که دو لوزی خالی در وسط نقش بسته که از گرفتن تارهای کناری در دوخت و گذاشتن این قسمت ، چنین طرحی ایجاد شده است ، یا طرح روچ بَر ( Roc Bar ) که به دلیل کندی کار دوخت، آنرا روز بر نامیده اند ، یعنی کار دوخت آنقدر کُند است که روز را زود به پایان می رساند .

در سوزن دوزی برای سرعت و سهولت کار، نخست روی پارچه کتان حصیری یا ارگانزا که مخصوص شماره دوزی است ، سوزن دوزی می‌کنند و سپس قطعه‌ی سوزن دوزی شده را به لباس می دوزند که به هیچ وجه ظرافت سوزن دوزی روی پارچه را ندارد . بعلاوه با استفاده از این شیوه به تدریج نام اصلی نقوش فراموش می شود و جای آن را اعداد و ارقام می گیرد ، زیرا سوزن دوز بجای اینکه نام نقش را بگوید هر نقش را بسته به تعداد تاری که برای دوختن آن بکار می برد نام گذاری می کند؛ مثلاً چون برای دوختن نگاره‌ی « موسم» (Mosom ) ، 6 تار بکار گرفته می شود ، به این نقش شش تاری می گویند . در منطقه دلگان به نقش طائوس ، 6 تاری و به نگاره‌ی «بکالو» 19 تاری می گویند

کلام آخر

امروزه صنایع دستی برای جلب بازار دخل و تصرفی در کیفیت این هنر بوجود آورده است که به میزان قابل توجهی از ارزش فرهنگی آن کاسته است . مثلاً در سوزن دوزی برای سرعت و سهولت کار، نخست روی پارچه کتان حصیری یا ارگانزا که مخصوص شماره دوزی است ، سوزن دوزی می‌کنند و سپس قطعه‌ی سوزن دوزی شده را به لباس می دوزند که به هیچ وجه ظرافت سوزن دوزی روی پارچه را ندارد . بعلاوه با استفاده از این شیوه به تدریج نام اصلی نقوش فراموش می شود و جای آن را اعداد و ارقام می گیرد ، زیرا سوزن دوز بجای اینکه نام نقش را بگوید هر نقش را بسته به تعداد تاری که برای دوختن آن بکار می برد نام گذاری می کند؛ مثلاً چون برای دوختن نگاره‌ی « موسم» (Mosom ) ، 6 تار بکار گرفته می شود ، به این نقش شش تاری می گویند . در منطقه دلگان به نقش طائوس ، 6 تاری و به نگاره‌ی «بکالو» 19 تاری می گویند .( 1 )

همچنین کاربرد مُهر برای طرح نقش بر پارچه با دوخت بدون استفاده از مُهر ، دوخت متفاوتی را ایجاد می کند و از زیبایی آن می کاهد . مردم منطقه به این نقشها ، تپّه‌ای گفته و به آن در مقابل دست دوزهای الهام گرفته از تخیل برای حک نمودن نقش ، به دیده حقارت می نگرند .

شباهت برخی طرحها به وقایع روز مره که گاه اهمیت می یابند و یا مکان دوخت باعث تغییر نام اصلی آنها شده تا جایی که نام اصلی از یاد رفته است مثل طرح توپ علی دایی و کویئـه دوچ که به دوختهای شهر کویته پاکستان گفته می شود .

امید که شتابزدگی نسل جدید ، این هنر اصیل را که اقتصادی نیز هست به باد فراموشی نسپرده و برای پایداریش بکوشد.


نظرات کاربران
ارسال نظر